دسته‌بندی نشدهموبایل و گجت

تلویزیون سامسونگ یا LG؛ کدام برند در سال 2020 موفق‌تر بود؟ ‌

زمان مطالعه: 8 دقیقه


طی سال‌های اخیر، بازار تلویزیون‌های هوشمند تحت سلطه‌ی دو غول بزرگ فناوری یعنی سامسونگ و LG بود که اتفاقا هر دوی این شرکت‌ها هم از کشور کره می‌باشند. در سال ۲۰۲۰، LG و سامسونگ تلویزیون‌های زیادی راهی بازار کردند و در کشورهای مختلف، تلویزیون‌های ساخت این دو شرکت فراوان دیده می‌شوند. اما سؤال اینجاست که کدام یک از این دو کارکرد بهتری از خود نشان داده؟ پاسخ این پرسش را در این مطلب، با بررسی قابلیت‌های مختلف تلویزیون‌های دو شرکت خواهیم یافت.

هر سال شرکت‌های بزرگ فعال در حوزه‌ی فناوری، تلویزیون‌های جدیدی را راهی بازار می‌کنند و با هر محصول جدید، کاربران به دنبال کیفیت تصاویر بهتر، پنل‌های باکیفیت‌تر، قدرت سخت‌افزاری بیشتر، سیستم‌عامل پیشرفته‌تر و چیزهایی از این دست می‌باشند. LG و سامسونگ هم شرکت‌هایی می‌باشند که در این بخش، حضور فعالی در بازار دارند و محصولات بسیار باکیفیتی را روانه‌ی بازار کردند. اما سؤال مهمی که پیش می‌آید، کارکرد آن‌همی‌باشد. اینکه کدام شرکت توانست و می‌تواند بهتر پاسخگوی نیاز کاربران باشد؟

[table id=2 /]

البته باید به این نکته هم اشاره کنیم که هر دو شرکت در ساخت تلویزیون‌های هوشمند فوق‌العاده می‌باشند و نمونه‌های بد و خوب در بین محصولات هر دو شرکت دیده می‌شود. ازاین رو چنانچه تلویزیون‌های خوب آن‌ها را خریداری کنید، هیچ‌گاه از خرید خود پشیمان نخواهید شد. با این وجود این مطلب می‌تواند تا حدودی شما را با شرکتی که کارکرد بهتری داشته آشنا کند به این امید که انتخاب مطمئن‌تری داشته باشید.

سامسونگ و LG، دو سازنده‌ی بزرگ تلویزیون هوشمند در جهان

همان‌طور که اشاره شد، سامسونگ و LG دو شرکت کره‌ای می‌باشند که تلویزیون‌های خود را در تمام جهان در محدوده‌ی کارکرد و قیمتی گوناگون به فروش می‌رسانند. محبوبیت تلویزیون‌های هوشمند این دو به‌خصوص در بازارهای آمریکا و انگلستان بسیار بالاست که البته یکی از دلایل مهم آن، نبود رقبای توانای چون فیلیپس و پاناسونیک در مناطقی مانند آمریکای شمالی است که موفق به دریافت مجوز برای فروش تلویزیون در این بازار نشده‌اند. چنانچهچه این موضوع چیزی از محبوبیت تلویزیون‌های کره‌ای کم نمی‌کند.

مقایسه‌ی تلویزیون‌های دو شرکت از لحاظ قیمت بسیار سخت می‌باشد. چرا که هر دوی آن‌ها در هر محدوده‌ی قیمتی، محصولات متعددی دارند که کاربر می‌تواند از بین آن‌ها یکی را انتخاب کند. از تلویزیون‌های ۳۲ اینچ با پنل FHD گرفته تا محصولاتی با نمایشگرهای ۴K و ۸K که هم قیمت بسیار بالایی دارند و هم کیفیت آن‌ها خیره کننده می‌باشد. در هر صورت، هر انتخابی که بخواهید داشته باشید، تلاش می‌کنیم با این مقایسه، شما عزیزان را به بهترین نحو راهنمایی کنیم.

سامسونگ یا LG؟ بررسی تفاوت‌ها

پنل نمایشگر – OLED در مقابل QLED

با اینکه دو شرکت در اکثر زمینه‌ها رویه‌ی مانندی را طی می‌کنند، باز هم تفاوت‌های گسترده‌ای با یکدیگر دارند که ممکن است در انتخاب بین آن‌ها تأثیرگذار باشد. برای مثال، LG از نمایشگرهایی با پنل OLED در ساخت تلویزیون‌های خود استفاده می‌کند. ضمن اینکه سامسونگ غالبا از QLED بهره می‌برد. اما پیش از پرداختن به مقایسه‌ی این دو در تلویزیون‌ها، بهتر است یک تعریف خلاصه‌ای از آن‌ها داشته باشیم.

استفاده از قطعات نوری کمتر و بنابراین ضخامت کمتر پنل‌های OLED به نسبت پنل‌های LCD

OLED مخفف عبارت Organic Light Emitting Diode به معنای «دیود ارگانیک ساطع نور» می‌باشد. از مزیت‌های این پنل می‌توان به توانایی تأمین نور از طریق هر پیکسل اشاره کرد. در حقیقت در این نوع پنل‌ها، هر پیکسل در هنگام رسیدن جریان الکتریکی، نور تولید کرده و می‌درخشد. همین قابلیت باعث شده به قطعات نوری زیاد در تلویزیون نیازی نباشد و بنابراین تلویزیون‌هایی که با چنین پنل‌هایی تولید می‌شوند بسیار باریک باشند که برای محصولی با این ابعاد، یک امتیاز مثبت به حساب می‌آید.

ضخامت پنل OLED

از قابلیت‌های خوب دیگر پنل‌های OLED، کنترل آن‌ها روی هر پیکسل می‌باشد. بدین ترتیب هر پیکسل بسته به میزان جریان الکتریکی، نور ایجاد می‌کند تا بنابراین‌ رنگ‌های باکیفیت و بسیار درخشانی تولید شوند. افزون بر این‌ها، کنترل روی هر پیکسل باعث می‌شود زمانی که رنگ مشکی به نمایش در می‌آید، هیچ نوری از پیکسل‌ ساطع نشود. این یعنی رنگ مشکی در عمیق‌ترین حالت ممکن به نمایش در می‌آید و در مصرف انرژی هم صرفه‌جویی می‌شود. این قابلیت به کارکرد خوب تلویزیون در سطح روشنایی کم هم کمک می‌کند.

مزیت خوب دیگر پنل‌های OLED، قابلیت آن‌ها در تابش مستقیم نور رنگی است که احتیاج به قطعات نوری اضافی را از بین می‌برد و بنابراین شرکت‌های سازنده می‌توانند تلویزیون‌های خود را با کمترین ضخامت و وزن هم تولید کنند. همین مسئله هم باعث شده تلویزیون‌های بالارده‌ی دو شرکت از لحاظ وزنی تفاوت بسیار فاحشی با هم داشته باشند (محصولات LG غالبا سبک‌تر می‌باشند).

بهتر است بدانید هَم‌اکنون تمام پنل‌های OLED از طریق LG تولید می‌شوند. ازاین رو برای مثال حتی چنانچه تلویزیون سونی با پنل OLED خریداری کنید، باید بدانید پنل آن از طریق LG تولید شده می‌باشد.

نقاط کوانتومی

در این طرف اما پنل QLED جای دارد. از لحاظ اسمی بین این پنل و OLED شباهت زیادی وجود دارد و اینگونه گویا که QLED هم یک نوع پنل از همین جنس است اما در حقیقت تلویزیون‌های مجهز به پنل QLED، همان LCD می‌باشند. منتها سامسونگ با اضافه کردن فناوری نقاط کوانتومی تلاش کرده آن را از سایر LCDها متمایز کند. نقاط کوانتومی به ذراتی کوچک نقل است که بعد از دریافت نور، رنگ‌هایی با طول موج خاص و بسیار دقیق تولید می‌کنند تا بدین ترتیب کنتراست تصویر و دقت رنگ‌ها بیشتر شود.

البته شاید QLED نتواند آن‌طور که باید با OLED رقابت کند، اما در سال ۲۰۲۰، سامسونگ محصولاتی با این پنل راهی بازار کرد که می‌توانند نماینده‌های LG را در نمایش تصاویر به چالش بکشند. یکی از دلایل آن هم کارکرد بهتر QLEDهای گران‌ قیمت‌تر به نسبت مدل‌های ارزان‌ قیمت می‌باشد. از آنجایی که بیشتر کاربران به مدل‌های اقتصادی روی می‌آورند، کمتر کسی به مزیت‌های QLED توجه می‌کند اما به صورت کلی، سامسونگ در مدل‌های گران قیمت خود با این پنل، قابلیت‌های زیادی را از جمله تاریکی موضعی (Local Dimming)، زاویه‌ی دید بهتر، نمایش بهتر نقاط روشن و چیزهایی از این دست استفاده کرد که در پایین‌رده‌ها این قابلیت‌ها با کیفیت کمتری دیده می‌شوند.

اما به صورت خلاصه، باید بگوییم تلویزیون‌های مجهز به پنل QLED، روشن‌تر می‌باشند، طول عمر بیشتری دارند (از لحاظ تئوری)، در نمایش رنگ سفید کارکرد بی‌مانندی دارند، در اندازه‌های بزرگتری در دسترس قرار دارند، در روشنایی، کارکرد بهتری در نمایش رنگ‌ها داشته و قیمت کمتری هم دارند. از سویی ضخامت زیادی دارند، بیش از حد روشن می‌باشند و این موضوع باعث می‌شود تلویزیون در نمایش نقاط روشن و تیره به صورت مقارن با مشکل روبرو شود و دقیق عمل نکند، رنگ مشکی عمق کمتری در این نوع پنل‌ها دارد و در نهایت اینکه سرعت پاسخگویی هم در آن‌ها معمولا کندتر می‌باشد.

مقایسه‌ی ضخامت تلویزیون سامسونگ Q90R (چپ) با ال‌جی جی 9 (راست)

مقایسه‌ی ضخامت تلویزیون سامسونگ Q90R (چپ) با ال‌جی جی ۹ (راست)

اما در طرف مقابل OLEDها سبک‌تر و باریک‌تر می‌باشند، زاویه دید در آن‌ها بسیار عالی است، هر پیکسل قابلیت تابش نور دارد که همین مسئله مصرف انرژی را بهبود می‌بخشد، رنگ مشکی با عمق بسیار بالایی تولید می‌شود، سرعت پاسخ‌گویی تصویر بیشتر است و در نهایت اینکه خبری از تاری تصویر نیست. اما از سویی از لحاظ اندازه، این تلویزیون‌ها در نهایت به ۸۸ اینچ ختم می‌شوند که گویا به اندازه‌ی کافی بزرگ باشد که نیاز کاربران را پوشش دهد، میزان روشنایی در آن به ۱۰۰۰ نیت محدود می‌شود و اینکه این پنل‌ها بسیار گران می‌باشند.

با این وجود سامسونگ و LG با تلاش فراوان موفق به افزایش وضوح تصویر نمایشگر تلویزیون‌های خود به ۴K و حتی ۸K شدند، بنابراین با نگاهی با تلویزیون‌های بالارده‌ی هر دو شرکت، تصاویری روشن، درخشان و بسیار باکیفیت را مشاهده خواهید کرد.

سیستم‌عامل – LG webOS در مقابل سامسونگ تایزن

در بخش سیستم‌عامل‌ها هم رویه‌ی دو شرکت کاملا متفات می‌باشد. البته که هر دو سیستم‌عامل در حد و اندازه‌های یک تلویزیون، نیاز کاربران را به بهترین شکل ممکن برطرف می‌کنند اما با این وجود هر یک از آن‌ها از محیط کاربری و قابلیت‌های خاصی بهره می‌برند که می‌تواند در انتخاب کاربران تأثیر بگذارد.

سیستم‌عامل LG از سال ۲۰۱۴ تاکنون یکی از بهترین‌ها بوده و قابلیت‌های خوبی هم دارد. با باز کردن صفحه‌ی منوها، کاربر یک پنل افقی را مشاهده می‌کند که حاوی برنامه‌های پر استفاده، سرویس‌های استریمینگ و وروردی‌ها می‌شود. ضمنا کاربر می‌تواند محل قرارگیری اپلیکیشن‌ها را هم همانند پسند‌ی خود تغییر دهد. تایزن هم در حقیقت با تأثیر از webOS تا حد زیادی از همین زبان طراحی بهره می‌برد منتها از پلتفرم پیشرفته‌ای مانند ThniQ Al ال‌جی بی‌بهره می‌باشد. پلتفرمی که نه تنها می‌تواند با کمک الکسا (دستیار صوتی آمازون) و گوگل اسیستنت، به سؤالات شما پاسخ دهد ایضاً در کنترل دیگر لوازم هوشمند خانه هم یاریتان می‌کند.

رابط کاربری سیستم‌عامل تایزن سامسونگ
رابط کاربری سیستم‌عامل WebOS ال‌جی

در طرف مقابل سامسونگ برای تلویزیون‌های میان‌رده و گران‌قیمت خود، دستیار صوتی بیکسبی را در نظر گرفته که از لحاظ کیفیت، قابل مقایسه با گوگل اسیستنت نیست. یعنی در حقیقت ضعیف‌تر می‌باشد. از سویی اپلیکیشن‌های زیادی هم در این سیستم‌عامل در دسترس قرار ندارند اما برای کاربران عادی، این موضوع آنقدرها مشکل‌ساز نیست. به صورت کلی نقاط ضعف و قوت دو سیستم‌عامل به شرح زیر است؛

نقاط قوت LG webOS

  • بهره‌مندی از دستیار صوتی الکسا و گوگل اسیستنت
  • سرعت بالای تفرج در منوها
  • پشتیبانی از برنامه‌های بیشتر
  • برنامه‌های استریمینگ در این سیستم‌عامل در صورت سوییچ به یک برنامه‌ی دیگر در حال اجرا باقی می‌مانند تا کاربر چیزی را از دست ندهد

نقاط ضعف LG webOS

  • نقطه ضعف خاصی دیده نمی‌شود

نقاط قوت سامسونگ تایزن

  • سرعت بالای تفرج در منو‌ها
  • دسترسی رایگان به شبکه‌های مختلف با سرویس TV Plus

نقاط ضعف سامسونگ تایزن

  • تعداد کم برنامه‌ها
  • کارکرد نه‌چندان خوب جست‌و‌جو

به صورت کلی، گویا سیستم‌عامل LG بالغ‌تر و غنی‌تر بوده و کار کردن با آن هم لذت‌بخش‌تر می‌باشد.

قابلیت‌ها – دالبی ویژن در مقابل +HDR10

در بین دو مورد بالا که تلویزیون‌های سامسونگ و LG را از یکدیگر متمایز می‌کرد، این موضوع شاید بسیار مهم‌تر باشد و نقش پررنگ‌تری در انتخاب بین محصولات دو شرکت ایفا کند. چرا که چنانچه در محدودیت بودجه قرار نداشته باشید، قطعا دالبی ویژن انتخاب اول شما خواهد بود. در تلویزیون‌هایی با این قابلیت، کیفیت تصاویر فوق‌العاده بالاست و شاید بتوان گفت در هیچ تلویزیون دیگری چنین کیفیتی را دریافت نخواهید کرد. اما هزینه‌ی آن هم بسیار بالمی‌باشد.

فناوری دالبی ویژن

از سویی +HDR10 هم بهبود بسیار زیادی به نسبت SDR داشته و برای اکثر کاربران، کافی گویا. به‌خصوص برای آن دسته از کاربرانی که در محدودیت بودجه قرار دارند، اما در مقایسه با دالبی ویژن، حرفی برای گفتن ندارد. اما دو غول بزرگ فناوری در ساخت تلویزیون‌های خود، به یکی از این دو اعتقاد دارند؛ LG به دالبی ویژن و سامسونگ به +HDR10. البته هر دو شرکت این قابلیت‌ها را بیشتر برای تلویزیون‌های بالارده‌ی خود استفاده می‌کنند. با این وجود گویا در این بخش هم LG برنده‌ی رقابت باشد. البته چنانچه خرید تلویزیون‌های بالارده مد نظرتان باشد.

نتیجه

مقایسه‌ی تلویزیون‌های سامسونگ و ال‌جی

از آنجایی که سامسونگ در بخش اقتصادی، کارکرد بهتری داشته، مدت‌هاست که تلویزیون‌های ساخت این شرکت در بین کاربران محبوبیت بیشتری داشته‌اند. سال ۲۰۱۹، تقریبا چهاردهمین سالی بود که سامسونگ توانست بیشترین سهم را از فروش تلویزیون داشته باشد و در نیمه‌ی اول امسال هم این روال رو به رشد ادامه پیدا کرد. بعد از سامسونگ هم LG در رده‌ی دوم جای دارد.

البته با خواندن این مطلب شاید اینگونه به نظر برسد که LG برنده‌ی بی‌ چون و چرای مقایسه با سامسونگ در طراحی تلویزیون می‌باشد. اما همان‌طور که طی متن هم به آن اشاره شد، فاکتور قیمت باید حتما در نظر گرفته شود. در حالی که LG در بخش بالارده کارکرد بی‌‌مانندی دارد، سامسونگ توانسته قابلیت‌های خوبی را به مدل‌های اقتصادی خود اضافه کند که آن‌ها را برای کاربران معمولی، یعنی اکثریت مردم، به انتخاب بسیار خوبی تبدیل کرده می‌باشد. این دقیقا همان چیزی است که اکثر مردم به دنبال آن می‌باشند، چیزی که بتواند کار راه انداز و در عین حال خوب باشد. اما چنانچه نیت پرداخت مبالغ بیشتر و خرید تلویزیون‌های پیشرفته‌تر را دارید، اینجاست که LG می‌تواند انتخاب خیلی خوب‌تری باشد.

با این وجود کارکرد هر دو شرکت عالی است و در حقیقت چنانچه تلویزیون با دقت بیشتری از هر یک از این برندها انتخاب شود، قطعا آنچه را که مد نظر کاربر است عرضه خواهد داد. اما معمولا، در بخش تلویزیون‌های اقتصادی سامسونگ و تلویزیون‌های بالارده هم LG برنده می‌باشد. به صورت کلی هم تا به اینجای کار سامسونگ توانست کارکرد بهتری در فروش از خود به جای بگذارد.

منبع: Gadget Flow ،Tech Radar



منبع

نوشته های مشا‌به

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌گردد.

دکمه بازگشت به بالا