0 تکنولوژیعلوم پایه و مهندسی

جمعیت کره زمین به زودی از مرز هشت میلیارد نفر خواهد گذشت

زمان مطالعه: 6 دقیقه


پیش‌بینی می‌شود که اواخر امسال جمعیت جهان از هشت میلیارد نفر عبور کند. سازمان ملل متحد اخیرا تاریخ وقوع این اتفاق را ۱۵ نوامبر ۲۰۲۲ (۲۴ آبان ‍۱۴۰۱ خورشیدی) تعیین کرده است؛ بااین‌حال هیچکس نمی‌تواند روز موعود را با دقت کامل و قطعیت پیش‌بینی کند.

از ‌سال‌های دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی و در زمانی که شمار جمعیت کل جهان برای اولین بار به سه میلیارد نفر رسید، گذشتن از هر نقطه‌ی عطف جدید و ثبت یک پله‌ی میلیارد نفری دیگر در نمودارهای جمعیتی، کمی بیش از یک دهه طول کشیده و با عنایت به تاریخچه‌ی گذشته و کنار هم گذاشتن آماروارقام شاید طبیعی به نظر برسد که فرض کنیم رسیدن به پله‌های جمعیتی ۹ میلیارد و آنگاه ۱۰ میلیارد نفر چیزی اجتناب‌ناپذیر و قطعی می‌باشد. این درواقع دقیقاً همان چیزی است که در آخرین پیش‌بینی‌های جمعیتی سازمان ملل و اداره‌ی سرشماری ایالات متحده‌ امریکا نیز محاسبه شده و در اخبار و تحلیل‌های گوشه‌وکنار دنیا نیز به آن‌ها اشاره می‌شود.

[table id=2 /]
مقاله‌ی مرتبط:

اما در این میان افرادی هم می‌باشند که از دریچه‌ی دیگری به موضوع رشد جمعیت زمین نگاه می‌کنند. درواقع با عبور از سد هشت میلیارد نفر، شاید بد نباشد یک امکان دیگر را هم در نظر بگیریم: این احتمال که جهان شاید هیچگاه به جمعیت ۱۰ میلیارد یا حتی ۹ میلیارد نفر نرسد. از سمتی توجه به این واقعیت که مشکلات عمده‌ی جمعیتی جهان نه از توده‌های جمعیتی رو به رشد، ایضاً از کوچک شدن کشورها (از حیث جمعیت) و پیری جمعیت سرچشمه می‌گیرد. البته که پیری جمعیت و کاهش آن، کمتر شدن نیروهای کار را نیز در پی خواهد داشت.

معمولاً در داستان‌های پیش‌پا‌افتاده و تعدادی فیلم‌ها هنگامی که حرف از کاهش جمعیت یا کوچک‌تر شدن جوامع انسانی به میان می‌آید، سازندگان و نویسندگان تمایل پیدا می‌کنند که این اتفاق را به دلایل خاص و دور از ذهن یا عجیب گره بزنند. شاید تعابیری همچون جنگ اتمی، برخورد یک سیارک به زمین یا مسائلی از این دست در صدر عناوین مورد علاقه‌ی بسیاری باشند.

اما درحال‌حاضر و در قرن بیست‌ویکم و با استناد به اعداد و ارقام و نمودارهایی که در دست داریم، ما اساساً درمورد هجوم سیارک‌ها یا سنگ‌های آسمانی به زمین، تهاجم بیگانگان فضایی یا سناریوهای آخرالزمانی صحبت نمی‌کنیم (البته این عوامل نیز می‌توانند به کاهش شدید جمعیت منتهی شوند!)، درواقع در اینجا ما با پیش‌بینی‌های جمعیت‌شناختی ساده‌ای از سمت تعدادی کارشناسان امر روبرو هستیم که برپایه‌ی آن‌ها، نرخ زادوولد در تمام جهان به‌سرعت در حال کاهش است و ما با ادامه‌ی کاهش نرخ رشد به شیوه بالقوه می‌توانیم در کمتر از یک نسل به اوج جمعیت انسان در تمام تاریخ حضورش روی سیاره برسیم.

توسعه سریع

در توسعه سریع، تقویت بهداشت و آموزش به نرخ باوری پایین‌تر منتهی می‌شود

پیش‌بینی‌های سازمان ملل شناخته‌شده‌ترین پیش‌بینی‌ها در این عرصه قلمداد می‌شوند. اما مجموعه‌ای دیگر از پیش‌بینی‌ها هم در سال‌های اخیر مورد توجه جای دارد‌اند. این پیش‌بینی‌ها از طریق جمعیت‌شناس ولفگانگ لوتز، تحت نظارت مرکز جمعیت‌شناسی ویتگنشتاین دانشگاه وین عرضه شده‌اند. آقای لوتز مدیر این مجموعه است و تعدادی کارهای آن‌ها در سال‌های اخیر مورد توجه جای دارد می‌باشد.

سطح تحصیلات در رویکردهای افراد به باروری تأثیر می‌گذارد و این در محاسبات سازمان ملل نادیده گرفته می‌شود

برپایه‌ی این پیش‌بینی‌ها، اوج جمعیت انسانی کره‌ زمین نزدیک‌تر (از نظر زمان پیش رو) و کمتر (از نظر سقف مفکر) می‌باشد. نگاهی به مفروضات واقع در پس پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها به‌ندرت نکته یا تحلیل غیرقابل قبول یا نامعقولی در خود دارند و از همین روی، امکان تحقق آن‌ها را باید جدی گرفت.

لوتز در توضیحات خود از وجود دو سؤال بزرگ برای اهل فن یاد می‌کند. به‌باور اون توجه به این دو سؤال تعیین می‌کند که آیا امکان به وقع پیوستن پیش‌بینی‌های لوتز و مرکز تحت مدیریتش بیشتر است یا پیش‌بینی‌های متداول و معروف سازمان ملل.

  • پرسش نخست این است که نرخ باروری با چه سرعتی در آفریقا کاهش خواهد یافت؟

پرسش مهم دیگر به چین و کشورهای با باروری بسیار پایینی مربوط می‌شود که همانند تعدادی گزارش‌ها نرخ باروری در آن‌ها رو به بهبود بوده می‌باشد.

  • بااین‌حال پرسش اساسی این است درصورت وقوع بهبود در نرخ باروری در این کشورها، این بهبود با چه نرخی رخ خواهد داد؟

سازمان ملل جمعیت را با استفاده از روالهای تاریخی برای هر کشور، و محاسبه‌ی نحوه کارکرد کشورهای دیگر در شرایط مانند در گذشته، مورد پراجکشن یا برون‌یابی قرار می‌دهد. لیمن استون، مدیر تحقیقات شرکت مشاوره‌ی جمعیتی Demographic Intelligence، این روش‌شناسی را با تحلیل تکنیکال در سهام مقایسه می‌کند: روشی برای جست‌وجوی الگوهای تاریخی و پیش‌بینی احتمال تکرار آن‌ها.

درمقابل، پیش‌بینی‌های ویتگنشتاین افزون بر توجه به الگوهای تاریخی، تلاش هم می‌کند تا به این پرسش پاسخ دهد که چرا نرخ زاد ولد افزایش یا کاهش داشته می‌باشد. یک عامل بزرگ و به‌نظر تأثیرگذار که به شیوه رسمی در مدل‌های سازمان ملل گنجانده نشده است، سطح تحصیلات می‌باشد. به بیان ساده ازآنجاکه مردم و به‌خاص زنان در قیاس با گذشته‌ها فرصت‌های بیشتری برای ادامه‌ی تحصیل دارند، خانواده‌های کوچک‌تری نیز خواهند داشت و تعداد فرزندان کمتری به دنیا خواهند آورد.

در این راستا، ولادیمیرا کانتورووا جمعیت‌شناس سازمان ملل توضیح می‌دهد که رویکرد سازمان ملل به شیوه ضمنی بر ارزیابی پدیده‌هایی همچون توسعه، شهرنشینی، آموزش زنان و استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری متکی می‌باشد. ارزیابی‌های سازمان ملل بر اطلاعات تاریخی کشورهایی متکی است که دوره‌های مانندی را پشت سر گذاشته‌اند.

باروری افریقا

سازمان ملل پیش‌بینی می‌کند که جمعیت آفریقا از ۱٫۳ میلیارد نفر امروز به ۳٫۹ میلیارد نفر تا پایان قرن افزایش یابد.

سناریوی پایه‌ی ویتگنشتاین بعد از محاسبه‌ی تأثیر فاکتور آموزش،پیش‌بینی می‌کند که جمعیت آفریقا در آن دوره‌ی زمانی به ۲٫۹ میلیارد نفر برسد. در سناریوی دیگری از ویتگنشتاین، که خودشان از آن به‌نام سناریوی «توسعه سریع» یاد می‌کنند، جمعیت آفریقا تا پایان قرن جاری میلادی تنها به ۱٫۹ میلیارد نفر خواهد رسید.

عبارت «توسعه سریع» ویتگنشتاین نکته‌ی مهمی در پی دارد: این پیش‌بینی به‌معنی نابودی و افول انسان‌ها نیست؛ ایضاً بر مبنای این پیش‌بینی بهداشت و آموزش به سهولت بهبود می‌یابد، جهانی با رفاه انسانی بهتر شکل می‌گیرد و مرگ‌ومیر هم کمتر شده و سطوح ماز طریقی از مهاجرت پیش می‌آید.

دنی دورلینگ، استاد جغرافیا در دانشگاه آکسفورد تصریح می‌کند که این خوش‌بینی چندان هم بی‌جا نیست. دورلینگ مجموعه‌ای از مقالات و کتاب‌ها در مورد اینکه آیا پیش‌بینی‌های سازمان ملل عملی می‌گردد یا خیر، به رشته‌ی تحریر در آورده می‌باشد. آخرین مورد از نوشته‌های او یک متن خوش‌بینانه است: «کاهش سرعت: پایان شتاب بزرگ؛ و اینکه چرا این کاهش برای سیاره، اقتصاد و زندگی ما خوب است». دورلینگ اشاره می‌کند:

روی هم رفته وضعیت بهداشت به سرعت در حال بهبود است، عرضه‌ی آموزش به شیوه قابل ملاحظهی در حال تقویت و کیفیت مسکن نیز در حال افزایش می‌باشد.

حوزه‌ی دیگری که پیش‌بینی‌های سازمان ملل در آن متفاوت است، مسئله افزایش باروری می‌باشد. طبق پیش‌بینی سازمان ملل نرخ باروری بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۳۰ در ۵۰ کشور (و ضمنا ۱۴ منطقه و وابستگان آن‌ها) افزایش یابد. بزرگ‌ترین کشور در بین آن‌ها چین است؛ جایی که سازمان ملل انتظار دارد نرخ باروری در آن به آرامی در بازه‌ی زیادی از سال‌های باقی‌مانده‌ی این قرن افزایش یابد.

خانم کانتوروا از سازمان ملل اشاره می‌کند که پیش‌بینی‌های بازگشت باروری همانند روال کشورهایی است که الگوی مانندی را تجربه کرده‌اند. به‌عنوان مثال، اروپای غربی بعد از اواسط دهه‌ی ۱۹۹۰ شاهد افزایش نرخ باروری بود، چنانچهچه در سال‌های اخیر دوباره به آرامی کاهش یافته می‌باشد.

آیا چنین حدسی می‌تواند خیلی خوش‌بینانه باشد؟ به‌هرصورت باید در نظر داشته باشیم که چین برای معکوس کردن میراث سیاست تک فرزندی خود تلاش کرده می‌باشد.

جمعیت چین

در آن سو دکتر لوتز فرضیه‌ی تله باروری پایین را پیشنهاد کرده می‌باشد. در این فرضیه در کشورهایی که در آن‌ها نرخ باروری به کمتر از ۱٫۵ فرزند در هر زن کاهش می‌یابد، مشکل زیادی در بازگشت به سوی نرخ بالاتر پیش می‌آید؛ شاید به این دلیل که خانواده‌های تک فرزندی به یک هنجار پذیرفته‌شده و مطلوب برای افرادی تبدیل می‌شوند که رشد کرده‌اند. اون کشورهایی مانند ژاپن یا کره جنوبی را مثال می‌زند. نرخ باروری در کره جنوبی به ۰٫۸ فرزند رسیده است و این رقم برای ژاپن چیزی حدود ۱٫۳ می‌باشد. به‌باور لوتز، بیرون جستن از این نرخ‌ها و بازگشت به نرخ باروری بالاتر برای این ممالک چندان هم راحت نیست.

مقاله‌ی مرتبط:

لوتز درمورد قرنطینه‌ی دوساله‌ی کرونا نیز صحبت می‌کند. به‌باور او با وجود همه‌ی مقاله‌ها و گمانه‌زنی‌ها در مورد اینکه چنانچه مردم مجبور باشند در خانه بمانند، شاید تمایل و فراغتشان برای ایجاد رابطه و داشتن فرزند بیشتر شود، اما در عمل به نظر نمی‌رسد که دو سال همه‌گیری جهانی باعث رونق خاصی در زمینه‌ی زادوولد شده باشد. در حقیقت، این تأثیر تماماً برعکس بوده است، به دلیل نگرانی مردم، کاهش قابل توجهی داشته می‌باشد. وقتی نگران آینده هستید که بچه ندارید، منتظر می‌مانید.»

بحث‌های جالبی درمورد اینکه جمعیت ایالات متحده در آینده چقدر می‌گردد نیز وجود دارد، اما این موضوع، عامل محرک بزرگ و متفاوتی در پیش‌بینی‌های جهانی برشمرده نمی‌شود.

سازمان ملل با کنار هم گذاشتن تمام این عوامل برآورد می‌کند که جمعیت جهان در اواخر دهه‌ی ۲۰۵۰ میلادی به بیش از ۱۰ میلیارد نفر برسد. ضمن اینکه در سناریوی پایه ویتگنشتاین، جمعیت زمین در سال ۲۰۷۰ به اوج ۹٫۶۷ میلیارد رسیده و به‌دنبال آن کاهش آهسته‌ای خواهد داشت. طبق سناریوی توسعه سریع ویتگنشتاین هم جمعیت جهانی در سال ۲۰۵۰ به ۸٫۷ میلیارد نفر خواهد رسید.

به‌باور استون «همه‌ی این گروه‌ها انتخاب‌های متفاوت اما قابل احترامی درمورد پیش‌بینی انجام می‌دهند. من دوست دارم بگویم یک راه ساده برای حل آن وجود دارد. واقعیت این است که فرضیات معقول می‌توانند به جاهای بسیار متفاوتی منتهی شوند.»

سیاستگذاران بهتر است در فرض رشد بی‌پایان جمعیت انسانی فروتن باشند. این تنها یکی از حالات ممکن برای آینده است که جهان باید برای آن آماده باشد. لوتز در پایان گفت:

در نهایت، جمعیت کل یک عدد بی معنی می‌باشد. مهم این است که ببینیم که این افراد چه کاری انجام می‌دهند، چه مهارت هایی دارند، و اینکه آیا غذا به اندازه کافی برای خوردن دارند یا خیر.

نوشته های مشا‌به

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌گردد.

دکمه بازگشت به بالا