0 ارز دیجیتالگزارش و تحلیل

قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال؛ ارزهای دیجیتال باید خودشان را با قانون وفق دهند یا برعکس؟

زمان مطالعه: 14 دقیقه


مسئله قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال و تبعات احتمالی آن برای این بازار، یکی از مسائلی است که پیوسته قسمتی از ذهن طرفداران این ارزها را به خود مشغول می‌کند. تعدادی قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال را مایه پیشرفت این ارزها و افزایش ارزش آنها می‌دانند و تعدادی دیگر نگرانند که به اسم قانون‌گذاری، ماهیت غیرمتمرکز این ارزها از بین برود.

با وجود همه تلاش‌هایی که برای قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال انجام شده و اقدامات گاه‌‌وبیگاهی که در این راستا انجام شده، می‌توان گفت که فعلا در بخش بزرگی از جهان، قانون‌گذاری مشخصی درمورد ارزهای دیجیتال وجود ندارد. البته اخباری که از گوشه‌وکنار جهان می‌شنویم، حاکی از آن است که این قانون‌گذاری‌ها ممکن است زودتر از چیزی که فکر می‌کنیم اتفاق بیفتند.

[table id=2 /]

دوباره به مسئله اول برمی‌گردیم: واقعاً قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال خوب است یا بد؟ اصلاً نیازی به قانون‌گذاری در این حوزه وجود دارد؟ آیا قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال باعث آسودگی خیال کاربران می‌شود یا آنها را محدود می‌کند؟ همه اینها سؤالاتی می‌باشند که با شنیدن عبارت «قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال» به ذهن دوستداران این ارزها خطور می‌کنند.

وب‌سایت کوین تلگراف در همین راستا، با ۱۳ نفر از فعالان حوزه ارزهای دیجیتال گفتگو کرده و نظر آنها را درمورد قانون‌گذاری این ارزها جویا شده می‌باشد. آنها نظرات این ۱۳ نفر را در قالب مقاله‌ای منتشر کرده‌اند که در ادامه آن را می‌خوانید.

بلاک چین؛ اینترنت قرن جدید

بلاک چین اینترنت

فناوری بلاک چین و دستاورد بزرگ آن، ارزهای دیجیتال را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین نوآوری‌های قرن اخیر دانست. تعدادی حتی از حیث شدت اهمیت این فناوری، آن را با اینترنت در اواخر قرن بیستم مقایسه می‌کنند.

البته این مقایسه بیراه هم نیست. فناوری بلاک چین از نخست نویددهنده ظهور نسل سوم اینترنت یا همان وب۳ بود؛ اینترنتی که اکثر ما به‌دنبال آن هستیم؛ یک اینترنت تماماً غیرمتمرکز که آزادی را برای جامعه بشری به ارمغان می‌آورد. ضمنا تعدادی استدلال می‌کنند که رشد قابل ملاحظه امور مالی غیرمتمرکز (DeFi)، نشانه تمایل جامعه برای جایگزینی خدمات متمرکز با انواع غیرمتمرکز آنهمی‌باشد. در این بین، وب۳ را می‌توان یکی از مهم‌ترین خدمات غیرمتمرکزی دانست که می‌تواند جای اینترنت متمرکز کنونی را بگیرد.

جالب است بدانید که کد منبع اساسی اینترنت یا همان شبکه جهانی وب (World Wide Web) که تیم برنرز-لی (Tim Berners-Lee)، دانشمند انگلیسی علوم رایانه آن را نوشته بود، در ۲۳ ژوئن در حراج ساتبیز (Sotheby’s) به‌صورت توکن غیرمثلی (NFT) به حراج گذاشته شد. این حرکت نمادینی بود که پیوستگی اینترنت و بلاک چین را نمایش می‌داد. حقیقت هم همین است که توکن‌های غیرمثلی، دیفای و وب۳ هر سه به یکدیگر مرتبط می‌باشند.

مقایسه بلاک چین و اینترنت یک نکته بسیار مهم در خود دارد: چنانچه قانون‌گذاری شایسته‌ای انجام نشود، موفقیتی را که ۲۵ سال پیش در عرصه فناوری شاهد بودیم و کل جهان را متحول کرد، در فضای ارزهای دیجیتال و بلاک چین تجربه نخواهیم کرد.

اکنون دیگر مشخص است که نبود قوانین به نوآوری‌های مرتبط با ارزهای دیجیتال آسیب می‌زند. رشد قابل ملاحظه بخش فناوری غیرمتمرکز باعث شده است که توجه دستگاه‌های نظارتی در تمام جهان به این فضا بیشتر شود. آنها در تلاشند تا همه بخش‌ها از جمله استیبل کوین‌ها، امور مالی غیرمتمرکز، توکن‌های غیرمثلی، دا رایی‌های دیجیتال، قراردادهای هوشمند، کیف پول‌های دیجیتال و بدون واسطه و ارزهای دیجیتال بانک مرکزی را تحت نظارت خود قرار دهند.

با این وجود، دیدگاه‌های متفاوتی درمورد قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال وجود دارد. تعدادی از کارشناسان مانند کیتلین لانگ (Caitlin Long)، بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت آوانتی فایننشال (Avanti Financial)، شروع «سخت‌گیری قانونی پیرامون ارزهای دیجیتال» را روالی مثبت می‌دانند که به نفع نوآوران می‌باشد. دیگر کارشناسان نیز هرکدام به‌زعم خود، «راه‌ درست قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال» را پیشنهاد می‌کنند.

از سمت دیگر، قوانین کنونی که در جامعه داریم، برای پدیده‌های متمرکز به وجود آمده‌اند و برای ارزهای دیجیتال مناسب نیستند. تطبیق فناوری‌های غیرمتمرکز نوظهور با این قوانین سنتی ممکن است ارزش‌های بنیادین تمرکززدایی را از بین ببرد و ما را به نقطه شروع برگرداند؛ یعنی جایی که کنترل فضا در دست نهادهای متمرکز بود. آیا این قیمتی است که حاضریم برای تبدیل‌شدن به یک صنعت قانونمند بپردازیم؟

صنعت ارزهای دیجیتال برای پیدا کردن تعادل مناسب، نیاز به همکاری بسیار عمیق‌تر و نزدیک‌تر نهادهای تنظیم قوانین و توسعه‌دهندگان دارد. پیدا کردن راهی درست برای قانون‌گذاری این صنعت نوظهور، تنها از راه گفتگو میان کسب‌وکارهای مرتبط با ارزهای دیجیتال و نهادهای نظارتی و ضمنا نمایندگان این صنعت و مقامات ممکن می‌باشد.

صنعت ارزهای دیجیتال نوید تحول زندگی انسان‌ها را می‌دهد و این تحول تنها با قانون‌گذاری هوشمندانه است که اتفاق می‌افتد؛ دقیقاً همان طوری که قانون‌گذاری درست اینترنت در اواخر قرن گذشته، به این فناوری اجازه داد که تمام ابعاد زندگی ما انسان‌ها را متحول کند.

برای اینکه بدانیم نمایندگان صنعت بلاک چین و ارزهای دیجیتال چه نظری درمورد این کلاف سردرگم دارند، با تعدادی از آنها تماس گرفته‌ایم و این سؤال را از آنها پرسیده‌ایم:

آیا صنعت ارزهای دیجیتال ارزش‌های بنیادین خود را در مسیر قانون‌گذاری از دست می‌دهد، یا قوانین با این فناوری غیرمتمرکز و مزایایی که برای جامعه دارد سازگار می‌شوند؟

در ادامه مقاله، پاسخ آنها را مطالعه می‌کنید.

پاسخ شماره ۱ از آگاتا فریرا

آگاتا فریرا

آگاتا فریرا (Agata Ferreira)استاد حقوق و عضو رصدخانه و تالار گفتگوی بلاک چین اتحادیه اروپا

پاسخ:

روی هم رفته، قانون‌گذاران فعلا در مرحله‌ای قرار دارند که در تلاشند تا مفهوم بلاک چین را درک کنند. ما پیش‌تر چهارچوب‌های قانونی و حقوقی مشخصی داشتیم که طی زمان توسعه پیدا کرده بودند. این چهارچوب‌ها، ساختار اجتماعی متمرکز و حاوی واسطه‌ای را که بر جهان حاکم است در حوزه‌های قضایی مختلف مدیریت می‌کردند؛ اما حالا در این میان، شبکه‌های بلاک چینی که غیرمتمرکز، بدون واسطه و بدون مرز می‌باشند، نهادهای قانون‌گذاری را به چالش کشیده‌اند؛ علی‌الخصوص که تعدادی نوآوری‌های بلاک چین مثل استیبل کوین‌ها، آنها را تماماً غافلگیر کرده‌ می‌باشد.

البته به‌تازگی آگاهی از مسائل قانونی راجع به بلاک چین افزایش یافته و رویکردهای قانونی جدی‌تری درمورد آنها اتخاذ شده می‌باشد. به‌عنوان مثال، اخیرا فعالیت‌های نظارتی و سخت‌گیری‌های بیشتری در حوزه ارزهای دیجیتال انجام شده و پیش‌بینی می‌شود که این روال ادامه داشته باشد. متأسفانه نهادهای قانون‌گذار اغلب فعلا هم به‌دنبال این می‌باشند که قوانین سنتی موجود را به دنیای ارزهای دیجیتال تحمیل کنند؛ اما حقیقت این است که این قوانین با فناوری غیرمتمرکز این ارزها هم‌خوانی ندارند.

امیدواریم که با گذشت زمان، قانون‌گذاران به ارزش تمرکززدایی پی ببرند و مزایای آن را تصدیق کنند و رویکردهای نظارتی خود را بر همین اساس تطبیق دهند. همان طور که فناوری بلاک چین رشد می‌کند و به بلوغ می‌رسد، پروسه قانون‌گذاری آن هم به بلوغ بیشتری خواهد رسید. البته امیدواریم که این امر با گام‌هایی دقیق و آگاهانه محقق شود؛ نه با آزمون و خطا.

پاسخ شماره ۲ از الکس ویلسون

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟ کارشناسان پاسخ می‌دهند

الکس ویلسون (Alex Wilson)هم‌بنیان‌گذار The Giving Block

پاسخ:

ارزهای دیجیتال از بین نخواهند رفت و من اطمینان دارم که بر همه موانع قانونی که در مسیرشان جای دارد غلبه خواهند کرد. مطمئنم که فراز و نشیب‌هایی در پیش است و اختلاف‌نظرهای زیادی در زمینه این ارزها در کشورهای مختلف وجود خواهد داشت. البته به‌عقیده من، کشورهایی که هم‌اکنون از این صنعت استقبال می‌کنند، درمورد کشورهایی که تلاش در سرکوب آن دارند، با فاصله زیاد جلوتر خواهند بود؛ چراکه کشورهای دسته دوم، یک نسل کامل از کارآفرینانی که توانایی تأسیس شرکت‌های مبتنی بر ارزهای دیجیتال را دارند را از دست می‌دهند.

از کشورهایی که در جذب کارآفرینان صنعت ارزهای دیجیتال خوب عمل کرده‌اند، می‌توان به سنگاپور، سوئیس و پرتغال اشاره کرد. قسمتی از جذابیت این کشورها به‌خاطر مالیات پایین یا صفر آنها برای کسب‌وکارهای مرتبط با ارزهای دیجیتال می‌باشد. برای من حیرت‌انگیز است که چرا کشورهای بیشتری برای جذب این نسل جدید از کارآفرینان تلاش نکرده‌اند.

پاسخ شماره ۳ از کریستینا دولان

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟ کارشناسان پاسخ می‌دهند

کریستینا دولان (Cristina Dolan)بنیان‌گذار و مدیرعامل InsideChains و نایب‌رئیس انجمن سازمانی دانشگاه MIT

پاسخ:

مسیرهای ورودی ارز دیجیتال (تبدیل ارز فیات به دیجیتال) و مسیرهای خروجی آنها (تبدیل ارز دیجیتال به فیات) به شیوه پیش‌فرض تحت نظارت می‌باشند؛ چراکه صرافی‌هایی که مبادلات ارزهای دیجیتال را عرضه می‌دهند، پروسههای شناخت مشتری (KYC) و ضد پول‌شویی (AML) را الزامی کرده‌اند. ضمن اینکه شبکه‌ ارزهای دیجیتال که مبتنی بر بلاک چین است، شفافیت بیشتری درمورد سیستم‌های مالی سنتی و ایزوله‌ای دارد که کل پروسه تراکنش را از دید سایرین مخفی می‌کنند.

در هر صورت، پذیرش قانونی ارزهای دیجیتال باعث می‌شود که سیستم‌های مالی نسل آتی بتوانند سریع‌تر این فناوری‌های ارزشمند و شفاف را بپذیرند. میزان خلاقیتی که کارآفرینان فعال در حوزه فناوری مالی از خود بروز می‌دهند به‌صورت تصاعدی در حال افزایش می‌باشد. موفقیتی که در دنیای دیفای شاهد آن بودیم، تنها آغاز این مسیر می‌باشد.

ارزهای دیجیتال بانک مرکزی، پول‌های قابل‌برنامه‌‌نویسی را عرضه خواهند داد. این بدان معناست که با تولد این ارزها، اقدامات دولت‌ها شفافیت بیشتری پیدا می‌کند و می‌توان عواملی مانند کارمزدها و مالیات‌ها را درون تراکنش‌های آنها برنامه‌نویسی کرد.

با این وجود، تولد ارزهای دیجیتال بانک مرکزی تهدیدی برای کسانی که نیت توسعه ارزهای دیجیتال جدید یا پروژه‌های جدید دیفای را دارند نیست. در حالی که نرخ بهره به‌صورت مصنوعی پایین نگه داشته می‌شود، تمایل درمورد سرمایه‌گذاری در پروژه‌های ارز دیجیتال هنوز هم افزایش پیدا خواهد کرد؛ به‌خاص که ابهامات قانونی موجود حول محور این ارزها هم هر روز کمتر می‌شود.

پاسخ شماره ۴ از دنل دیکسون

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟ کارشناسان پاسخ می‌دهند

دنل دیکسون (Denelle Dixon)مدیرعامل و مدیر اجرایی بنیاد توسعه استلار (Stellar Development Foundation)

پاسخ:

اینکه ارزش‌های بنیادین ارزهای دیجیتال دقیقاً چه چیزهایی می‌باشند، قطعاً محل بحث می‌باشد. کارکردهای اولیه ارزهای دیجیتال افرادی را جذب کرد که دوست داشتند روش دسترسی به سیستم مالی دوباره تعریف شود. به‌بیان دیگر، طرفداران اولیه ارزهای دیجیتال کسانی بودند که می‌خواستند ثروت و قدرت مالی از کنترل کامل مؤسسات خارج شود و به دست مردم برسد. با این که این اصول اولیه فعلا هم وجود دارند و ما هم از همان‌ها الهام گرفته‌ایم، اما اکنون به این نتیجه رسیده‌ایم که راه‌هایی برای همکاری با سیستم موجود وجود دارد.

در حقیقت، برای اینکه بلاک چین بتواند افراد جامعه را قادر به دسترسی به نظام مالی کند، باید از زیرساخت‌های موجود در جهان کمک بگیرد. قانون‌گذاری از نگاه من یک پروسه ضروری، اما در عین حال تکراری و خسته‌کننده می‌باشد. ما در استلار دید تماماً واضحی داریم از اینکه فناوری ما چگونه به شمول مالی و رشد اقتصادی مثبت در کشورهای در حال توسعه کمک می‌کند.

از این گذشته، سازگاری با قوانین کشورها و حوزه‌های قضایی مختلف برای هر کسب‌وکاری که نیت فعالیت در سطح جهانی را دارد، هنوز هم ضروری خواهد بود. از نگاه ما، بلاک چین و ارزهای دیجیتال فرصتی برای همکاری و همکاری بیشتر در حوزه تنظیم قوانین می‌باشند؛ فرصتی که کمک می‌کند تا در عین حفظ ارزش‌های بنیادین ارزهای دیجیتال، تأثیرات مثبت مستقیم آنها را در جامعه مشاهده کنیم.

پاسخ شماره ۵ از دیانا باررو زالس

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟ کارشناسان پاسخ می‌دهند

دیانا باررو زالس (Diana Barrero Zalles)مدیر بخش ESG و تأثیرات زیست‌محیطی در شرکت .Emergents @ Weild & Co

پاسخ:

طی تاریخ، تمدن‌ها غالباً طبق معیارهای اخلاقی و انسانی بنا می‌شدند و همه اعضای جامعه هم به‌خاطر مفاهیمی مانند اخلاق و وجدان، بر پیروی از آنها توافق داشتند. در حقیقت، این معیارها وام‌دار «کرامت ذاتی» انسان‌ها بودند. به‌عنوان مثال، اینکه باید به پیمان‌ها وفادار بود و تعهدات را انجام داد، یا شکستن پیمان بی‌انصافی است و نقض قرارداد می‌تواند به طرف مقابل آسیب برساند، همه و همه قراردادهایی می‌باشند که از تعریف ما از «خوب و بد» نشأت می‌گیرند.

با این وجود، تمرکززدایی که هسته مرکزی دنیای ارزهای دیجیتال است، شکلی نوین و مهیج از مدیریت را به ارمغان آورده است که پشتوانه نسل جدیدی از نوآوری‌ها و مدل‌های کسب‌وکار جامعه‌محور خواهد بود. ارزهای دیجیتال برای اطمینان از انجام تعهدات و صحت پروسهها، تنها به وجدان ذاتی انسان‌ها تکیه نمی‌کنند. روی هم رفته، مفهوم «اعتماد» در دنیای غیرمتمرکز ارزهای دیجیتال کم‌رنگ‌تر است و «راستی‌آزمایی» جای آن را گرفته می‌باشد.

البته این بدان معنا نیست که ارزهای دیجیتال چون پدیده‌های نوینی می‌باشند، هیچ نشانی از اصول انسانی مانند عدالت در آنها وجود ندارد. برعکس، این ارزها مبتنی بر «اجماع» و توافق جمعی می‌باشند. دقیقاً مانند نهادهای تصمیم‌گیرنده متمرکز، جوامع هم می‌توانند برای رسیدن به نتیجۀ درست اجماع کنند؛ و حتی می‌توانند این کار را دقیق‌تر از تصمیم‌گیرندگان فردی انجام دهند.

مفهوم «خرد جمعی» می‌گوید که در حل مشکلات، تصمیم‌گیری، پیش‌بینی پاسخ‌ها و نوآوری، هوش جمعی می‌تواند بهتر از تخصص فردی عمل کند. تخمین جمعی گروهی از افراد که حداقل ۵۱ درصد احتمال درست بودن آن می‌رود، به‌احتمال خیلی قوی، درست‌تر و دقیق‌تر از تخمین یک فرد می‌باشد.

در جامعه غیرمتمرکزی که مبتنی بر اجماع و خرد جمعی باشد، احتمالش خیلی کم است که تصمیمی گرفته شود که به‌ضرر اکثریت اعضای جامعه باشد و آسیبی را به آنها وارد کند؛ همان‌‌طور که در واکنش به حادثه هک دائو (DAO) دیدیم که با وجود همه مخالفت‌ها، اکثریت اعضا به اجرای هاردفورک در اتریوم و بازگرداندن سرمایه کاربران رأی دادند.

قانون‌گذاری‌هایی که پیش از این برای پاسداری از مفاهیم پایه‌ای جوامع بودند، اکنون با موجی از حاکمیت غیرمتمرکز روبرو شده‌اند. قانون‌گذاران در تمام جهان در تلاشند تا بتوانند خود را با این تغییرات جدید تطبیق دهند و راهی پیدا کنند که این ساختارهای جدید، در درون همان مفاهیم بنیادی که از پیش وجود داشت توسعه پیدا کنند. ما می‌توانیم یک گام از جنگی که بین تمرکززدایی و تمرکزگرایی ایجاد شده عقب بنشینیم تا ببینیم چگونه می‌توان با حفظ تعادل، از هر دوی آنها به نفع جوامع استفاده کرد.

پاسخ شماره ۶ از امین گون سیرر

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟ کارشناسان پاسخ می‌دهند

امین گون سیرر (Emin Gün Sirer)مدیرعامل آوا لبز (AvaLabs)، استاد دانشگاه کرنل (Cornell University)، مدیر آی‌سی‌۳ (IC3)

پاسخ:

در جامعه ارزهای دیجیتال، یک باور اساسی وجود دارد که معتقد است نهادهای سنتی تنظیم قوانین حق هیچ اظهارنظری درمورد سازوکار این شبکه‌ها ندارند. وجود این باور برای استمرار کار ارزهای دیجیتال و ساخت و عرضه فناوری‌هایی که افراد را در تمام جهان به یک سیستم مالی متصل می‌کند، تماماً حیاتی است؛ چراکه همان‌‌طور که در تعدادی حکومت‌های مستبد شاهد هستیم، دسترسی به سیستم مالی مستلزم ترک اعتقادات شخصی و پیروی از باورهایی است که موردتأیید دولت باشد. این دقیقاً اتفاقی است که نباید برای ارزهای دیجیتال تکرار شود.

با قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال، آن دسته از خدمات‌دهندگان ارزهای دیجیتال که کارشان به‌نوعی با ارزهای فیات هم در ارتباط است، پیوسته مجبور به پیروی از قانون‌گذاران خواهند بود. محتمل‌ترین نتیجه این است که شکافی میان سرویس‌های موردتأیید نهادهای تنظیم قوانین و سرویس‌های دیگری ایجاد می‌شود که کسب‌وکار خود را با تعهد به آرمان‌های سیستم‌های بدون نیاز به مجوز (Permissionless) پیش می‌برند.

پاسخ شماره ۷ از مارک پاورز

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟ کارشناسان پاسخ می‌دهند

مارک پاورز (Marc Powers)استاد حقوق و وکیل سابق کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)

پاسخ:

وعده بلاک چین این است که نوعی فناوری را به تمام جهان عرضه کند که احیاکننده چندین ارزش بنیادین و والای انسانی باشد. این ارزش‌ها عبارت‌اند از: استقلال و آزادی مالی، امنیت مالی و سیاسی برای اکثر مردم جهان، شمول مالی برای میلیاردها نفر و مهیا‌کردن امکان تراکنش‌های همتابه‌همتای مناسب و سریع و بدون نیاز به واسطه. از سویی، قانون‌گذاری معقولانه و صحیح در حوزه ارزهای دیجیتال، به پیشرفت این ارزها کمک می‌کند و باعث ادامه حیات آنها می‌شود. با این اوصاف، سؤال این است که آیا نهادهای قانونی اصلاً مایل به قانون‌گذاری این ارزها می‌باشند و چنین خطری را می‌پذیرند؟ من به‌عنوان کارمند سابق کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا در این باره تردید دارم؛ اما ناامید هم نیستم.

پیش از هر چیز، بلاک چین نقطه مقابل نهادهای حکومتی و قدرت‌های مرکزی است و در عمل، واسطه‌های مالی سنتی ما را به حاشیه می‌برد. نکته آتی این است که تفکر رایج و غالبی که در جامعه امروز ما وجود دارد، تفکر کسانی است که حاضر به بررسی و توسعه یک سیستم مالی کارآمدتر و سازگار با فناوری‌های جدید نیستند. این تفکر باید در عموم جامعه تغییر کند.

من معتقدم که قوانین سنتی ما در زمینه امور مالی، بانکی و جذب سرمایه، این توانایی را دارند که چنین تغییری را ایجاد کنند. هستر پیرس (Hester Peirce)، عضو کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا و برایان بروکس (Brian Brooks)، سرپرست پیشین دفتر کنترل ارز آمریکا، اینجا در مسیر درستی جای دارد‌اند.

البته درمورد اینترنت، قضیه تا حدودی متفاوت بود. بعد از پیشرفت اینترنت و رونق دات‌کام (dot-com)، قانونی به نام ساربنز-آکسلی ۲۰۰۲ (SOX) تصویب شد که هزاران قوانین جدید را بدنبال حمایت از مشتری و سرمایه‌گذار وضع کرد.

اما این بار [و درمورد ارزهای دیجیتال]، درخواست‌ها برای تنظیم قوانین اساساً به نفع دولت‌ها و بانک‌ها خواهد بود، نه مصرف‌کنندگان یا سرمایه‌گذاران. بنابراین، من پیش‌بینی می‌کنم که یک سیستم دوگانه به وجود بیاید و استمرار پیدا کند؛ سیستمی که یک بخش آن متعلق به صنعت ارزهای دیجیتال است و مردم از آن استفاده می‌کنند یا آن را مدیریت می‌کنند و بخش دیگر آن متعلق به سیستم مالی سنتی است، که در نهایت ارزهای دیجیتال رسمی خود را به مشتریان عرضه می‌دهند.

پاسخ شماره ۹ از ماتی گرینسپن

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟ کارشناسان پاسخ می‌دهند

ماتی گرینسپن (Mati Greenspan)بنیان‌گذار شرکت کوانتوم اکونومیکس (Quantum Economics)

پاسخ:

اکثر دا رایی‌های دیجیتال از اساس در مقابل تنظیم قوانین مقاوم می‌باشند. یکی از دلایل اساسی ابداع بیت کوین این بود که ارزی داشته باشیم که مستقل از دولت‌ها و بانک‌ها باشد. ازاین رو، منطقی است که نهادهای نظارتی در نظارت بر این بازار خاص، با چنین دشواری‌هایی روبه‌رو باشند. تردیدی نیست که قانون‌گذاران با گذشت زمان، موفق به اعمال نظارت‌های کلی بر ارزهای دیجیتال خواهند شد؛ اما راه‌های گریز و دورزدن پیوسته وجود خواهد داشت؛ به‌خاص برای افرادی که از دانش فنی برخوردارند.

پاسخ شماره ۱۰ از تیبالت وربیست

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟ کارشناسان پاسخ می‌دهند

تیبالت وربیست (Thibault Verbiest)رئیس بنیاد IOUR، کارشناس بانک جهانی و کارشناس رصدخانه و انجمن بلاک چین اتحادیه اروپا

پاسخ:

تا زمانی که جوامع ما در یک سیستم مبتنی بر دولت و با حاکمیت قانون زندگی می‌کنند، نهادهای نظارتی پیوسته در روبروه با اقدامات غیرقانونی یا نابهنجار، به‌دنبال نهادها یا افرادی خواهند بود که از لحاظ قانونی مسئول می‌باشند؛ حتی چنانچه این افراد یا نهادها واقعاً گناهکار نباشند. ما از زمان پیدایش اینترنت شاهد این نگرش بوده‌ایم و دورانی را دیده‌ایم که به‌جای عاملان اساسی اقدامات غیرقانونی، عرضه‌دهندگان سرویس‌های دسترسی و میزبانی وب تحت تعقیب قرار می‌گرفتند. این اتفاق تا حدی پیش رفت که ۲۰ سال پیش، آمریکا و آنگاه اروپا مجبور شدند برای حمایت از این واسطه‌ها، قانون‌هایی را وضع کنند؛ اما امروز و بعد از گذشت این‌همه سال، «بی‌طرفی» این واسطه‌ها دوباره انگیزه حمله جای دارد و به نام مبارزه با تروریسم یا حمایت از مالکیت معنوی، به چالش کشیده شده می‌باشد.

اکنون در اکوسیستم بلاک چین هم پدیده مانندی در جریان می‌باشد. اولین شکایاتی که در این دنیا مطرح شد، علیه ماینرها بود (و مطمئناً در آینده هم شاهد شکایت‌هایی علیه سهام‌گذاران در پروتکل‌های اثبات سهام خواهیم بود).

در این بین، دیفای یک چالش واقعی برای تنظیم‌کنندگان قوانین می‌باشد. در شرایط کنونی، قانون‌گذاران در حقیقت استیبل کوین‌های مرتبط با ارزهای ملی (از جمله دلار و یورو) را انگیزه قرار می‌دهند؛ چراکه ارتباط با یک ارز فیات آنها را مشمول قوانین موجود (شناخت مشتری، ضد پولشویی و غیره) می‌کند.

اما وقتی از امور مالی تماماً غیرمتمرکز صحبت می‌کنیم، در حقیقت از جایی صحبت می‌کنیم که در آن نه هیچ واسطه‌ای وجود دارد و نه هیچ استیبل کوین مرتبط با یک پول ملی، ایضاً تنها کاربرانی آماتور و غیرحرفه‌ای وجود دارند که به‌صورت ناشناس در آن فعالیت می‌کنند. چنین جهانی برای نهادهای تنظیم قوانین، مسلماً یک غرب وحشی به حساب می‌آید.

در پایان باید گفت که تنظیم قوانین ممکن استً روی احراز هویت دیجیتال (digital identity) متمرکز می‌گردد و نبرد دمکراتیک واقعی در این سطح خواهد بود. نهادهای نظارتی تلاش خواهند کرد تا احراز هویت متمرکز را جایگزین نوع غیرمتمرکز آن کنند و مردم را مجبور به شرکت در پروسههای احراز هویتی کنند که یا دولت و یا نهادهای خصوصی بر آن نظارت می‌کنند. حتی در مورد دوم هم، باز دولت می‌تواند در صورت لزوم، درخواست عرضه اطلاعات مربوطه را داشته باشد (همان طور که درمورد فیس‌بوک شاهد آن بودیم و هستیم). ازاین رو، چالش پیش رو (برای فعالان عرصه ارزهای دیجیتال)، دست‌پیدا کردن به راهی برای احراز هویت غیرمتمرکز است که کاربران بتوانند به‌صورت مستقیم و از راه کیف پولشان آن را مدیریت کنند.

پاسخ شماره ۱۱ از تیم دریپر

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟

تیم دریپر (Tim Draper)بنیان‌گذار دریپر آسوشیتد (Draper Associated) و دریپر فیشر جروتسون (Draper Fisher Jurvetson)

پاسخ:

سؤال خوبی می‌باشد. من معتقدم که بیت کوین، به‌عنوان پرچم‌دار اعتماد و آزادی، هنوز هم جهانی خواهد ماند. به نظر من بهترین حکومت‌ها در شکل کنونی خود تلاش می‌کنند که با این فناوری جدید سازگاری یابند؛ چون می‌دانند که در بلندمدت به‌نفع شهروالان آنها خواهد بود.

اما دولت‌های مستبدی که با ارزهای خود به‌دنبال کنترل مردم خودشان می‌باشند، کار را برای این عرصه جدید، جهانی، قابل‌اعتماد و آزاد سخت می‌کنند و افزون بر آن، باعث رنج و زحمت مردم خودشان هم می‌شوند. البته مردم هم می‌توانند رأی خود را با همکاری‌کردن یا نکردن در شرایطی که حکومت بر آنها تحمیل می‌کند اعلام کنند.

پاسخ شماره ۱۲ از وز لِویت

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟

وِز لِویت (Wes Levitt)سرپرست استراتژی در شرکت تتا لبز (Theta Labs Inc)

پاسخ:

گویا که صنعت ارزهای دیجیتال و تنظیم قوانین اکنون در بینه راه به هم رسیده‌اند و چنانچه به ارزش‌های این صنعت باور دارید، این بهترین نتیجه‌ای است که می‌توانید امید حاصل شدنش را داشته باشید. در هیچ سناریوی معتبری ادعا نشده بود که بیت کوین بدون هیچ دخالت یا فشاری از سمت نهادهای تنظیم قوانین دولتی، جایگزین اقتصاد جهانی می‌گردد.

به نظر من، مقاومت در مقابل سانسور [که از خصوصیات اساسی ارزهای دیجیتال است] با قانون‌گذاری از بین نخواهد رفت؛ چراکه جلوگیری از تراکنش‌های همتابه‌همتای این ارزها برای دولت‌ها کمابیش ناممکن می‌باشد. تنها کاری که آنها می‌توانند انجام دهند، اعمال نظارت و محدودیت بر درگاه‌های مبادله ارزهای دیجیتال و فیات است که می‌تواند تعدادی کاربران ارزهای دیجیتال را از دسترسی به منابع مالی سنتی محروم کند.

در ارتباط با ارزهای دیجیتال ملی باید گفت که اینها تا حد زیادی در تضاد با ارزش‌های اساسی ارزهای دیجیتال می‌باشند. ارزهای دیجیتال ملی غیرمتمرکز نیستند، تورمی می‌باشند و در مقابل سانسور مقاوم نیستند؛ ایضاً برعکس، بانک مرکزی ممکن استً به‌راحتی می‌تواند شما را از ارزهای دیجیتال ملی محروم کند.

من فکر نمی‌کنم که ارزهای دیجیتال ملی جایگزین بیت کوین و اتریوم و ارزهای دیجیتال این‌چنینی شوند؛ اما پیش‌بینی می‌کنم که این دو در کنار هم به کار خود ادامه خواهند داد. با این وجود، باید توجه داشت که ارزهای دیجیتال ملی و بیت کوین چنانچهچه هر دو ارز «دیجیتال» می‌باشند، هیچ اشتراک خاصی بین آنها وجود ندارد و برای اهداف متفاوتی به وجود آمده‌اند.

پاسخ شماره ۱۳ از یونی اسیا

بالاخره قانون‌گذاران خود را با ارزهای دیجیتال وفق می‌دهند یا برعکس؟

یونی اسیا (Yoni Assia)بنیان‌گذار و مدیرعامل ای‌تورو (eToro)

پاسخ:

ازبین‌بردن موانع و افزایش دسترسی به اطلاعات، محصولات و خدمات که انگیزه توسعه ارزهای دیجیتال بود، هنوز هم یک ارزش بنیادین برای این صنعت باقی می‌ماند و پروسههای موجود در بخش‌های متعدد را در همه سطوح ارتقا می‌دهد.

با عنایت به اینکه ارزهای دیجیتال ملی، هم برای صنعت ارزهای دیجیتال و هم برای سیاست‌گذاران موضوع مهمی می‌باشند، ممکن استً قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال در بخش مالی سنتی، زمینه را برای تنظیم قوانین در فناوری غیرمتمرکز و روی هم رفته بلاک چین نیز مهیا می‌کند. ای‌تورو از قانون‌گذاری‌هایی که برای آموزش و محافظت از سرمایه‌گذاران و کاربران نهایی طراحی شده باشد، تماماً حمایت می‌کند.

امیدواریم هر آیین نامهی که صادر می‌شود، افزون بر حمایت از سرمایه‌گذاران، آنها را به همکاری فعال در بازار ارزهای دیجیتال هم ترغیب کند. ضمنا امید داریم که وضع قوانین بیشتر، باعث تسهیل استفاده از این فناوری شود؛ چراکه این فناوری نه‌تنها می‌تواند مزیت‌های فراوانی را برای بخش خدمات مالی به ارمغان آورد، ایضاً می‌تواند شمول مالی گسترده‌تری را در ابعاد جهانی برای همه مردم جهان به همراه داشته باشد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشا‌به

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌گردد.

دکمه بازگشت به بالا